پنجشنبه، اردیبهشت ۳۱، ۱۳۸۸

همذات پنداری با گیگیلی



آقا من نمیفهمم چرا همش عقبم!؟! بقیه چجوری میتونن مث آدم زندگی کنن؟ وقت از کجا میارن؟ من چرا تو 24 ساعت 48 ساعت کم میارم؟ کجای کارم میلنگه؟
اصن تازه من یه فرجه هایی ام به خودم میدم که بقیه نمیدن:
همه صبونه و ناهار و شام دارن،(من صبونه که هیچوقت نمیرسم بخورم چون دیرمه همیشه ناهار و شامم هفته ای یکی دو روز آدموار داریم تازه اونم به لطف همسر گرامی وگر نه به من بود که ماس خیار مگه چشه؟)
ظرفاشون مرتب شسته میشه میره سرجاش، (در حالیکه ظرفای ما فقط تلنبار میشه تو ظرفشویی و وقتی ظرفشویی جا کم میاره اقصا نقاط آشپزخونه و وقتی بازم جا کم بیاد اونوقت هفته ای یه بار بازم به لطف همسر گرامی یا هرکی گذرش به اینجا بیفته شسته میشه ولی سرجا رفتن که دیگه خیلی به ندرته 2-3 ماهی یه بار اگه مهمون رودرواسی دار داشته باشیم) به خونوادشون مرتب سر میزنن از حال دورو وریاشون باخبرن ( عینهو ما!!)
همیشه خونه هاشون مرتبه، جارو و گردگیری میشه،( خب اگه قرار باشه خونمونو مرتب کنیم یه تعطیلات 4-3 روزه ای دست کم لازم داریم)
به موقع چیزایی که لازم دارن میخرن و فریزرشون پره و حتا لباس میخرن و آرایشگاه میرن و... خب تا اینجاش که ما به کل تعطیلیم!
کلن وجه شباهت خونه ی ما با مملکتمون اینه که همواره در شرایط بحرانی به سر میبریم بنابرین طبیعیه که امور روزمره مون دچار اخلال بشه!
و آما! ملت کتاب میخونن و فیلم میبینن و سفر میرن و کار میکنن !!( این همیشه بر من یه معما بوده! چطوری واقعن؟ من بین 4 گزینه فوق به یکیش اگه برسم! گفتم اگه!)
8 ساعت در روز میخوابن! (طولانی ترین خواب 3 هفته اخیرم 5 ساعت بوده رکورد 3 ساعت دارم اونم 4 بار در 3 هفته)
روزنامه ها و سایتا و بلاگای روز رو مطالعه میکنن (من فقط به تیتراش میرسم)
پوستر میزنن، تصویرسازی میکنن، بلاگشونو آپدیت میکنن ( من فقط برا این کارام نقشه میکشم، نقشه هایی که به ندت ممکنه عملی بشن)
ورزش میکنن کلاس میرن معاشرت میکنن همایش وجلسه میرن! ( هستما ولی خستم)
فعالیت انتخاباتی میکنن، (منم میکنم خب! چجوری؟ سبز میپوشم و از میرحسین حمایت میکنم!)
ولی حالا جدی یه سوال جدیدی برای من مطرح شد!
پس من چیکار میکنم؟ نه! خداییش؟
حالا! به جز حمایت از میر حسین!
دیگه چیکا میکنم؟
ارسال یک نظر